به نظر شما با توجه به بلغورات مذهبی رهبر ایران چه اون رهبر گور به گور شده و چه این رهبر دژمن نژاد که رای دادن را واجب میدانستند حالا این امر واجب رو از کدوم روده خودشون استخراج کردند من نمیدونم اما اینو میدونم که هر امر واجبی بر اساس دین اسلام باید دلیل واضح قرآنی داشته باشد مانند نماز ،روزه ،حج و... آیا اگر آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی آزاد بودند و در حبس خانگی نبودند در انتصابات حکومتی شرکت نمیکردند ؟ نظر شخصی من اینه که هر دوی این نفر به همون دلیل که هاشمی و خاتمی در انتصابات شرکت کردند شرکت میکردند و رای میدادند حالا این کارشون درست بود یا غلط نمیشه با قاطعیت اظهار نظر کرد چون من در جایگاه اونها نیستم . اما اگر بودم هرگز این کارو نمیکردم همونطور که تا حالا در هیچ انتخاباتی شرکت نکردم حتی سال 88 .
حقیقت چیست؟
شنبه ۳ مارس ۲۰۱۲
خاتمی و هاشمی بوسه بر اونجای رهبر زدند و رای دادند، فکر میکنید موسوی و کروبی اگر در حبس نبودند رای نمیدادند؟
معنای انتخابات آزاد را هم فهمیدیم ! شعار مرگ بر هاشمی از تلویزیون میلی!
شهرهای دیگر را نمیدانم ولی در شهر یزد به دانش آموزان از طرف مدیریت مدارس برگه هایی داده بودند تا وقتی والدینشان برای رای دادن میروند ضمن مهر کردن شناسنامه آن برگه ها را هم مهر بزنند و برگه مهر شده توسط دانش آموز به مدرسه بازگردانده شود! این عمل شرم آور رژیم یعنی تحت فشار قرار دادن والدین توسط فرزندانشان برای شرکت در انتصابات ،به همین دلیل است که همیشه ا.ن میگوید ایران آزاد ترین کشور دنیاست معنای آزادی را هم فهمیدیم .
دیروز حدود ساعت 5 بعد از ظهر به نظرم شبکه پنج سیما بود که از پای یکی از صندوقهای رای گزارش مستقیم پخش میکرد مصاحبه شونده بعد از آنکه هدفش را از شرکت در سیرک انتصابات بلغور کرد چنین ادامه داد : مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل مرگ بر ... درود بر خ.ر مرگ بر رفسنجانی !! یک لحظه جا خوردم چون من اصلا دیروز تلویزیون ایران را نگاه نمیکردم برای لحظاتی به لبنیاتی نزدیک منزل رفته بودم که تلویزیون لبنیاتی روشن بود و به صورت اتفاقی این سخنان گه هر بار را شنیدم جالب است که هم اکنون این جناب رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم هست و جالبتر است بدانید که در طول عمر ننگین این رژیم این اولین باریست که افراد میتوانند به یک مقام عالیرتبه این نظام آنهم در رسانه ملی توهین کنند بدون آنکه مورد پیگرد قرار گرفته یا اذیت و آزار شوند و جالبتر آنکه بابت این توهین آشکار توهین کننده تشویق هم میشود وباز ما معنای آزادی را بیش از پیش فهمیدیم و ایضا درک هم کردیم باید به آقای احمدی نژاد گفت شما درست میگویی ایران آزادترین کشور دنیاست اما برای بعضیها اگر همین مصاحبه شونده به خامنه ای توهین میکرد یا به مصباح و جنتی یا رئیس جمهور خدا میدانست الان در کدام کهریزک بود ، به قول رضا مارمولک خواهر ومادرش را با هم پیوند میدادید و اما شما چقدر ضعیف و زبونید که حتی توانایی برکناری کسی را که بر او مرگ میفرستید از مقامش ندارید معلوم است که رفسنجانی پرونده بسیار کلفتی از دزدیها و چپاولهای همه شماها از رهبر گرفته تا همه ریزو درشتتان در زیر بغلش دارد از او میترسید که مبادا پرده را کنار بزند آبروی نداشته اتان را باز هم به باد دهد .
در ضمن دیروز جرس اعلام کرد که یک اختلاس هفت هزار میلیاردی هم در آذربایجان اتفاق افتاده که این دفعه برای اطاعت هر چه بیشتر از رهبری کشش ندادند و برای حفظ نظام پرونده ااین اختلاس را مختومه کردند در این مورد فقط میتوانم بگویم : چشممان روشن هر دم از این باغ بری میرسد ... و اما باز هم ما معنای آزادی و ایضا کش ندادن راهم فهمیدیم.
سهشنبه ۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۲
سیم کارتهای همراه اول از دیروز دچار اختلالات عمدی شده است،سیم کارتهای جدید برای شنود در راه است .
از دیروز یک اسفند 90 با بسیاری از موبایلهای همراه اول که تماس میگیرید پاسخ میشنوید که موبایل مشترک مورد نظر خاموش است در صورتیکه موبایل مشترک مورد نظرتان روشن است بعضی از موبایلها هم اس ام اس نمی فرستد بعضی دیگر ام اس دریافت نمیکند و... خودم با موبایل یکی از دوستانم که تماس گرفتم و بعد از چند بار تماس و شنیدن پیام خاموش بودن موبایلش با شماره ایرانسل وی تماس گرفتم و با تعجب گفت موبایلم روشن است و ادامه داد از صبح تا حالا بعضی از تماسها که با من برقرار میشود شماره فرد تماس گیرنده نمایش داده نمیشود و روی صفحه موبایل به جای شماره کلمه ناشناس نمایش داده میشود همین موضوع باعث باعث شد که من با یکی از آشنایان که در شرکت مخابرات است تماس بگیرم و بپرسم جریان از چه قرار است و این اشکالات پیش آمده از دیروز تا حالا دلیلش چیست ؟ که پاسخ داد این اشکالات در شبکه عمدیست و دلیلش این است که میخواهند مردم بیایند و سیم کارتهایشان را تعویض کنند حتی قرار است آن دسته از مردم هم که حاضر به تعویض نشوند به مرور سیم کارتهایشان را میسوزانند تا مجبور شوند سیم کارت جدید بگیرند چرا که سیم کارتهای جدید مجهز به سیستم شنود هستند و تمام اس ام اس های ارسالی و دریافتی توسط این دسته از سیم کارتها به سادگی قابل کنترل است .
خلاصه اینکه روز به روز مردم رو بیشتر در تنگنا قرار میدن و آزادیهای بیشتری رو از مردم سلب میکنند آخه تا کی باید این ملایان رو تحمل کنیم . تا کی؟
رمز پیروزی بر جمهوری اسلامی چیست؟چرا به بیراهه میرویم؟
مخالفین رژیم ج.اسلامی چه آنها که به دین اسلام معتقدند وچه آنها که به دین هیچ اعتقادی ندارند در یک نقطه با هم مشترکند و آن اینکه بهترین گزینه برای جایگزینی رژیم جمهوری اسلامی یک دولت مبتنی بر اصول و قواعد دمکراسی و یک قانون اساسی مدنی بر اساس رعایت کامل حقوق بشر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر است .
اما به این مهم چگونه میتوان دست یافت ؟ ابتدا ببینیم مردم ایران یعنی همان کسانیکه باید این رژیم را تغییر دهند چگونه مردمانی هستند : اگر ملت ایران را به 3 دسته تقسیم کنیم گروه اول یعنی همان سرمایه داران که دستشان به دهانشان میرسد و زندگیشان تامین است هر از چند گاهی هم برای احساس کردن آزادی با تکیه بر منابع مالی که در اختیار دارند به کشوری دیگر سفر میکند و بعد از تخلیه عقده هایی که باعثش این رژیم بوده به کشور بازمیگردند همین گروه اکثریتشان با رژیم ج.اسلامی مخالفند و حتی بسیاری از آنها به دین اسلام اعتقادی ندارنداما هرگز حاضر نمی شوند جان و مال خود را به خطر بیاندازند و به خاطر سرنگونی رژیم به خیابانها بیایند چون نیازی ندارند آنها آزادی را هر چند که مقطعی هم باشد با پول به دست میآورند حتی در ایران در ویلاها و باغهای خود چنان زندگی میکنند که شاید یک آمریکایی یا اروپائی در خیالاتش هم نتواند آنطور زندگی کند و اما دسته دوم که ما آنها را طبقه متوسط مینامیم این گروه با تمام مشکلاتی که دارد اکثریتشان به دین معتقدند و خصوصا به آنچه که مراسم و مناسک مختص مذهب شیعه هست شدیدا پایبند هستند یعنی ممکن است بسیاری از اینها نماز نخوانند روزه نگیرند اما در تمام مراسم های سینه زنی و عزاداریها که مختص مذهب شیعه است شرکت میکنند در واقع آنقدر که از امام حسین و امام زمان و دیگر امامان حساب میبرند و میترسند از خدا ترسی ندارند ،اینها پرورش یافته مکتب ج.اسلامی هستند و علیرغم مخالفت اکثریتشان با رژیم با اندک ترین سخنی در باره امام زمان و دیگر امامان به خاطر ترس و اعتقادی که با این امامان دارند تغییر موضع میدهند و این همان بازدارنده شرکت کردن این گروه از مردم در راهپیمائیهای ضد رژیم است ، به طور مثال وقتی از زبان یک روحانی میشنوند: (اینها که با جمهوری اسلامی مخالفند با جمهوری اسلامی کاری ندارند اینها دشمن امام حسین هستند اینها بر ضد امام زمان قیام کرده اند اینها مفسدان فی الارضند و... ) همین جمله کافیست تا این گروه از مردم و گروه سوم که همان طبقه فقیر جامعه هستند تغییر موضع دهند و به خاطر ترسی که در دلشان از این امامان دارند (مثلا خیال میکنند نکند اتفاقی برای بچه ام بیافتد نکند فرزندی را که همسرم باردار است کور به دنیا بیاید و...) پا پس میکشند و نهایت هنری که به خرج میدهند این است که میگویند انشاالله امام زمان خودش هر کس که دروغ میگه و ظلم میکنه رو خونشو خراب کنه و دستشو ازاین کشور امام زمان کوتاه کنه و... (این همان مکتبیست که در طول چند دهه گذشته آخوندها مردم ایران را به سمت آن سوق داده اند البته تبلیغ این مکتب سالها قبل از جمهوری اسلامی شروع شده بود در جریانات بعد از انقلاب که بسیاری را اعدام کردند و بسیاری از این اعدامها در ملا عام بود همین مردم به تماشای این اعدامها میرفتند و بعد از اجرای حکم بی شرمانه کف میزدند و شادمانی میکردند همه میدانیم که مردم ایران یکی از مهربانترین و رئوف ترین مردمان جهان هستند پس چگونه بود که برای مرگ انسانی شادی میکردند و کف میزدند دلیلش این بود که متاسفانه از سالها قبل مکتب آخوندی شیعه که از خطرناکترین تفکرات مذهبیست به روح و جسم این مردم نفوذ کرده بود و هم اکنون نیز با تمام گافهای که جمهوری اسلامی در طول مدت زمامداریش داده باز هم بر آن اعتقادات ایستاده اند و حاضر نیستند ذره ای عقب نشینی کنند چرا که این مردم در انتظار مهدی موعود هستند همان کسی که به گفته آخوندها مردم را نجات خواهد داد و دشمنان دین را از دم تیغ خواهد گذراند و...ترس از چنین موجود ناموجود موهومی همان چیزیست این این رژیم را بر مسند قدرت نگاه داشته است عاشورای 88 را بیاد بیاورید زمانیکه مردم به خیابانها ریختند و چیزی نمانده بود که میخ آخر به تابوت این رژیم کوبیده شود اما چه شد که چنین نشد آخوند مکار دست به کار شد و از همین شکست برای خود پیروزی بزرگی به دست آورد او میدانست که مردم همیشه از امام حسین میترسند چون خودش آنها را چنین بار آورده بود پس سروع کرد به داد و فریاد که ایها الناس چه نشسته اید که امام حسین توهین کردند حرمتش را شکستند (در همان روز عده ای از دختران و پسران بسیجی را در جایی دورتر از این درگیریهای خیابانی به خیابان آورد که در حال رقص و پایکوبی بودند و از آنها فیلم تهیه کرد و از تلویزیون میلیش پخش کرد تا اذهان عمومی را نسبت به مخالفین رژیم بشوراند و چنین وانمود کند که اینها با اصل اسلام و امام حسین مخالفند وگرنه چرا باید در چنین روز دست به چنین اعمالی بزنند کجای اینها عزاداران حسینی هستند؟ و...) آخوند مکار و دغل باز قوانین بازیش را میدانست و مهره را به موقع در خانه مناسب گذاشت همین حرکت به موقع رژیم باعث ریزش در جنبش آزادیخواهی مردم شد که جبران آن ریزش کاری بسیار دشوار خواهد بود.
و اما دسته سوم که اکثریت مردم هستند قشر ضعیف و مستمند جامعه همانهایی که که رژیم بعد از سال 88 به سراغشان رفت و بسیاری از آنها را که به خاطر پول و یا اصطلاحا همان چهار تا ساندیس حاضر بودند طرفدار رژیم باشند به سمت خود کشاند به بسیاری از آنها با اخراج کردن بسیاری از افراد از کارخانجات و ادارات شغل داد و سرشان به کارهای مختلف مشغول کرد فقط در یکی از شهرهای ایران بنده خودم شاهد بودم که بیش از صد معلم با تجربه را از کار برکنار کردند و به جایشان تعدادی معلم نما که هیچ تجربه ای هم نداشتند از مناطق اطراف طبس آوردند استخدام کردند که به گفته خود دانش آموزان حتی نحوه سخن گفتن با کودکان را نمیدانستند حتی همینهاییی که صاحب شغل شده اند هم ته دلشان با رژیم نیست اما فعلا سکوت را ترجیح میدهند چرا که شغلی دارند و مسکن مهری دارند که برای به دست آوردن این چیزها در ایران یک طبقه سومی هیچ کاری نمی تواند بکند مگر آنکه دستی به یاریش بیاید
یک کوتاهی بزرگ جنبش سبز این بوده که هرگز در مورد کسانیکه در زندانها هستند خانواده هایشان چگونه زندگی میکنند قدمی برنداشته است باید خانواده های این افراد توسط مردم تحت پوشش مالی و کمکهای مردمی قرار میگرفتند تا آنها فکر نکنند کسی به یادشان نیست بسیاری از خانواده ها نان آورشان در زندان است و خدا میداند چند وقت دیگر باید در زندان بماند چنین کمکهایی باید به صورت خود جوش و محله و به محله توسط خود ساکنین هر محل انجام شود بدون اینکه دولت بویی ببرد که چه کسی به آنها کمک مالی میکند شاید هم در بعض مناطق مردم این کار را میکنند که باید تداوم یابد باید از طریق رسانه های برون مرزی در این مورد به مردم آگاهی داد بهترین روش برای این کار این است که شماره حسابی از خانواده زندانی گرفته شود و این شماره حساب در اختیار خیرین قرار گیرد تا هر از چند گاهی به صورت ناشناس وجهی به حسابشان واریز شود.
باز گردیم به موضوع اصلی یعنی رمز پیروزی بر این رژیم : با توجه به پتانسیل های موجود در جامعه ایران و آنچه در این متن به آن اشاره شد به نظر بنده بهترین روش برای سرنگونی این رژیم نظر به اینکه اکثریت مردم ایران مسلمان هستند این است که اسلام کمک بگیریم بر اساس فقه شیعه اجرای حدود اسلامی در زمان غیبت امام معصوم جائز نیست یعنی حدود اسلامی باید توسط خود امام معصوم اجرا شود برای اثبات این مدعا میتوان از مراجع مخالف رژیم سود برد آنها میتوانند با دلایل کافی به اثبات برسانند آنچه را که این رژیم به عنوان اسلام ناب محمدی عنوان میکند هیچ ارتباطی با اسلام ندارد و عملا از نظر اسلام باطل است بنابراین کسی که با استفاده از اسلام سعی دارد قوانینی را وضع کند که به هیچ وجه صلاحیت آنرا ندارد و حتی همان قوانین اسلام را نسز در مقامی نیست که اجرا کند ولی به انجام آن اصرار میورزد خود دشمن اسلام است و تیشه به ریشه اسلام میزند به عنوان مثال میتوان از دین گریز شدن مردم و خصوصن قشر جوان در طول زمامداری این رژیم به عنوان سندی برای ضدیت این رژیم با اسلام نام برد این مثالها به سادگی در جامعه قابل رویت است و نیازی نیست که سندی برای آن آورد به این ترتیب میتوان همان گروه عظیمی از مردم که به خاطر ترس از امامان و ائمه با جنبش همراه نمیشوند را به سمت جنبش کشاند چون باید به آنها ثابت کرد که این رژیم برای نابود کردن اسلام و ساختن یک دین جدید آمده است هر گاه توانستیم به این مهم برسیم آنوقت میتوانیم مطمئن باشیم که وقتی برای راهپیمائی فراخوان داده میشود مردم حضوری میلیونی در خیابانها خواهند داشت در کل نمیتوان در جامعه ای که اکثریت آن مسلمان هستند سخن از بی دینی و دشمنی با دین زد و توقع داشت که مردم هم با ما همراه شوند میدانم که این بخش از نوشته شاید به مزاق خیلیها خوش نیاید ولی عزیزان دل اولین قدم این است که در ایران یک حکومت بر اساس تمام موازین و اصول دمکراسی بر سر کار بیاید آنوقت همه میتوانند آزادانه حرفشان را بزنند و برای خود طرفدارانی هم داشته باشند برای رسیدن به چنین هدفی فعلا باید از خواسته های خود بکاهیم و خود را با اکثریت مردم همراه سازیم چون همه یک هدف واحد داریم و آن سرنگونی رژیم کثیف آخوندی و برقراری دمکراسی واقعی در ایران .
یکشنبه ۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۲
بیمه تامین اجتماعی ایران کلاهبردارترین سازمان بیمه گر دولتی در دنیا وقاتل مردم

شاید این ادعای بنده به نظر خیلی ها بزرگ نمایی و یا قضاوت نادرست باشد اما برای اثبات این مدعا دلایلی را در این مطلب میآورم و قضاوت به عهده شما میگذارم :
آیا میدانید که همه سازمانهای بیمه گر دنیا با مشتریان خود رفتاری بسیار محترمانه دارند برای آنکه مشتریشان بمانید و به بیمه دیگری مراجعه نکنید اما سازمان تامین اجتماعی تنها سازمان بیمه گر در دنیاست که ارباب رجوع باید پیش کارمند این سازمان التماس درخواست کند و رفتاری بسیار محترمانه داشته باشد تا مبادا به وی بر بخورد و کار اباب رجوع را انجام ندهد و یا به قول معروف در کارش موش بدواند.
آیا میدانید این سازمان موظف است در مراکز خصوصی درمانی 75 درصد هزینه درمان را بپردازد و در بیمارستانهای تامین اجتماعی به صورت صد در صد هزینه ها را متقبل شود؟به نظر شما آیا به این تعهد خود عمل میکند؟اگر به اعداد و ارقام موجود در سیستم حسابداری این سازمان مراجعه کنید میبینید که در کمال خوش حسابی هزینه ها را همانگونه که در تعهداتش ذکر شده پرداخت نموده است اما حقیقت ماجرا در بخش پرداخت هزینه ها به مراکز خصوصی 180 درجه با واقعیت تناقض دارد شاید باور نکنید که این سازمان حتی سر سیستم کامپیوتری خود نیز کلاه گذاشته است به طور مثال ویزیت یک پزشک متخصص در یک مرکز خصوصی دوازده هزار تومان است که 75% این مبلغ میشود 9000تومان ، این 9هزار تومان باید از قبال برگه ای که پزشک از دفترچه بیمه بیمار بر میدارد به پزشک پرداخت شود و 3000 تومان مابقی را خود بیمار بپردازد اما اگر در ایران باشید و به پزشک مراجعه کرده باشید در کمال تعجب میبینید که 9 هزار تومان شما به عنوان بیمه شده پرداخت میکنید و 3 هزار تومان مابقی را پزشک در قبال برگه دوم نسخه که از دفترچه شما کنده است از سازمان تامین اجتماعی دریافت میکند ! در عین حال اگر به سیستم پرداخت هزینه های درمانی این سازمان مراجعه کنید خواهید دید که این سازمان طبق تعهدش 75 درصد را پرداخت کرده است ! اما چگونه این اتفاق افتاده است ؟ نکته اصلی در نرخهائیست که این سازمان به سیستم حسابداری خود تعریف میکند یعنی عملا دو نوع نرخ وجود دارد یکی برای پرداخت هزینه های درمان توسط این سازمان به مراکز درمانی در قبال خدماتشان به بیمه شدگان و دیگری نرخیست که بیمه شده باید به این مراکز بپردازد نام این نرخ گذاری را گذاشته اند دولتی و غیر دولتی .که بنده میگویم عناوین غلط انداز برای سرکیسه کردن هر چه بیشتر مردم ، خلاصه مطلب اینکه ویزیت 12 هزار تومانی را سازمان تامین اجتماعی در نرم افزار حسابرسی این سازمان 4000 هزار (چهار هزار تومان) تعریف کرده است که طبق تعهد خود 75 در صد این مبلغ که میشود 3000 تومان را به مراکز درمانی خصوصی مانند مطبها و بیمارستانهای خصوصی و نیمه دولتی پرداخت میکند از طرفی نرخ ویزیت آزاد و یا همان غیر دولتی را برای این مراکز 12 هزار تومان برای پزشک متخصص اعلام کرده است بر اساس این نرخ چون سازمان تامین اجتماعی 3 هزار تمان بابت هر ویزیت میپردازد این مراکز الباقی را از بیماران که 9 هزار تومان میشود دریافت میکنند. به نظر شما با توجه به آنچه به عرض رساندم نام این کار چیست ؟ آیا این عمل نامی غیر از کلاهبرداری دارد ؟ آیا سازمان بیمه گری را در دنیا سراغ دارید که این چنین عمل کند؟ جالبترین قسمت این داستان آنجاست که این سورفتار سازمان تامین اجتماعی بر سازمانهای بیمه گر خصوصی نیز تاثیر گذاشته و آنها نیز به تبعیت از این سازمان در بخش پرداخت خسارات بیمه درمانی از مسیری که این سازمان برایشان باز کرده سواستفاده میکنند و از طریق بپرداختن هزینه های واقعی درمان پولهای کلانی را به جیب میزنند به این صورت که در هنگام بیمه کردن افراد از آنها مبلغ بیمه را به نرخ غیر دولتی دریافت کرده و هنگام پرداخت هزینه ها به نرخ دولتی عمل میکنند به عنوان مثال هزینه انجام اکو کاردیوگرافی رنگی به نرخ آزاد حدودا 120 هزار تومان است که سازمان تامین اجتماعی با همان کلکی که در بالا عرض کردم به جای آنکه 90 هزار تومان این مبلغ را بپردازد فقط 30 هزار تومان پرداخت میکند یعنی در سیستم حسابرسی خود نرخ اکو کاردیوگرافی را 40 هزار تومان تعریف کرده که 75 درصدش میشود همان 30 هزار تومان ، بیمه های خصوصی هم که وظیفه تکمیل بیمه درمانی را دارند یعنی فرانشیزی را که بیمار باید از جیب خود بپردازد را تقبل میکنند به زبان ساده تر بیمار بابت فرانشیزی که مثلا در یک مطب پرداخت کرده رسیدی دریافت میکند و آن رسید را به سازمانی که وی را بیمه تکمیلی نموده ارائه میکند تا مبلغی که از جیب خود پرداخت کرده را باز پس بگیرد به طور مثال یک رسید 90 هزار تومانی بابت فرانشیز اکو را به سازمان بیمه گر خود تحویل میدهد در قبال این رسید باید این سازمان صد در صد این مبلغ را به بیمار پرداخت کند که چنین اتفاقی در اکثریت سازمانهای بیمه گر نمی افتد یعنی پولی که بابت این رسید به بیمه شده میپردازند بین 30 تا 55 هزار تومان است یعنی حتی بین سازمنهایی که بیمه تکمیل درمان را به عهده میکیرند نیز یک نرخ واحد وجود ندارد و هر کدام از این بیمه ها برای خودشان نرخ گذاریهایی دارند که بر اساس آن عمل میکنند البته تعداد معدودی از شرکتها هم هستند که هزینه های درمان را صد در صد پرداخت میکنند که به این نوع بیمه ها مردم عادی دست رسی ندارند به طور مثال بیمه سازمان صدا و سیمای ایران که فقط کارمندان و خانواده های آنها را تحت پوشش خود قرار میدهند یا بیمه تکمیلی که سپاهیان و بسیجیان را تحت پوشش قرار میدهند و....
به هر حال با توجه به آنچه در این مطلب نوشتم پرواضح است که سازمان تامین اجتماعی ایران یکی از کلاهبردارترین و دروغگوترین سازمانهای بیمه گر در دنیاست که حتی برای پیشبرد اهداف کلاهبردارانه اش به خودش نیز دروغ میگوید و اما در مورد بیمارستانهای تامین اجتماعی که بیمه شدگان تامین اجتماعی در این مراگز به صورت رایگان ویزیت میشوند از وضعیت این بیمارستانها و نوع خدمات رسانیشان به مردم اکثریت مردم ایران خبر دارند همانگونه که میدانید نه تعداد این بیمارستانها و نه تعداد پزشکان مشغول به کار در این مراکز به هیچ وجه پاسخگوی بیمه شدگان تهت پوشش این بیمه نیستند برای همین است که پون خدمات درستی به مردم نمیدهند مردم مجبور هستند به مراکز خصوصی و نیمه دولتی مراجعه کنند مطلب بسیار مهم در مورد بیمارستانهای تامین اجتماعی این است که به هر حال بخشی از جامعه به دلیل آنکه وضعیت مالی خوبی ندارد مجبور است به این مراکز مراجعه کند و چون در این مراکز مراقبت خوبی از بیماران به دلیل مشغله زیاد پرسنل به عمل نمی آید سالانه تعداد زیادی به خاطر همین سهل انگاریها در این بیمارستانها جان خود را از دست میدهند پس میبینیم که این سازمان غیر از آنکه کلاهبردار ماهری هست سالانه باعث مرگ بسیاری از نیز میشود که نام این کار قتل است تشخیص عمد یا غیر عمد آن بر عهده شماست ، تا قضاوت شما چه باشد؟
سهشنبه ۷ فوریهٔ ۲۰۱۲
کاش اوباما رئیس جمهور آمریکا نبود کجایی بوش که یادت بخیر
کاش اوباما رئیس جمهور آمریکا نبود عجب شانسی آورده این بشار اسد جنایتکار و چقدر بی غیرتند این عربهای مفنگی مگه بشار اسد کیه که جرات نمیکنند در مقابلش بایستند 5 تا کشور عربی با هم بشند دودمانش رو به باد میدند با تو هم هستم آقای اوباما مردم ایران وقتی به خیابانها ریختند، خیلی دیرتر از زمانی که باید، از مردم ایران حمایت کردی در مصر هم ابتدا مبارک رو آدم مردمسالار و خدمتگذاری خواندی که به دنبال یافتن راههایی برای حل مشکلات مردمه اما وقتی دیدی زور مردم بیشتر شد درجه نظراتت رو تغییر دادی بترس از روزی که بشار اسد بتونه بر مردمش غلبه کنه مگر این مردم شجاع چقدر میتونند کشته بدند و جیکشون هم درنیاد اونوقت با غولی که با دست خودت به خاطر کوته فکریهات ساختی چه خواهی کرد اونوقت به چه بهانه ای میخوای نابودش کنی چرا از فرصت پیش آمده استفاده نمیکنی اگر میترسی که روسیه دخالت نظامی بکنه خودت جلو نرو چند تا کشور عربی رو متحد کن تا به نام اسلام با این جنایتکار و آدم کش در گیر بشن اونوقت روسیه هم نمیتونه هیچ غلطی بکنه این تصمیم باید تو کنفرانس اتحادیه عرب اتخاذ بشه، باید سریع در این باره تصمیم گرفت الان غصه ات ایرانه که میشه غول اتمی و تهدید برای اسرائیل اما اگر اوضاع سوریه با عقب نشینی مردم آرام بشه یه غول دیگه بغل گوش اسرائیل و در منطقه خواهیم داشت که به هر دوتاشون باید باج بدی و این دو کشور میشن پایگاه مرکزی همه تروریستها پایگاهی که تروریستهای جهان سالهاست به دنبالش هستند آیا کشتن بیش از 20 نفر در یک روز برای اتخاذ تصمیم مقابله نظامی علیه بشار اسد کافی نیست چند صد نفر دیگه از مردم سوریه باید کشته بشن تا تو و همپیمانانت چشماتون باز کنید نکنه از کشته شدن مسلمانان توسط خودشون لذت میبرید شما که عرضه ندارید اما این عربهای مفنگی مفت خور که روزگاری کارشون کشتن آدمها برای برقراری حکومتهای عدل اسلامی! بوده چرا ساکت هستند نهایت هنرمندیشون فرستادن چند تا ناظر بوده و بس ، یه تکونی به خودتون بدید اگر این جنگ قرار بود علیه ایران باشه تا حالا هزار بار تصمیم گرفته و اجراش کرده بودید تا کی میخواهید صبر کنید اگر مردم سوریه ساکت بشن دیگه هیچ غلطی نمیتونید بکنید چون دیگه بهانه ای نخواهید داشت و هر کاری هم بکنید تجاوز به تمامیت ارضی سوریه به حساب میاد اما الان میتونید به بهانه یاری رساندن به مردم مظلوم سوریه وارد عمل بشید کاش کمی غیرت داشتید کاش کمی به خاطر ریخته شدن خون کودکان و زنان بی گناه خونتون به جوش میومد کاش...
دوشنبه ۶ فوریهٔ ۲۰۱۲
مقوّا ای امام مقوّا ای امام
ای مقوّا ،ای مظهر شپش
ای گذشته زجان ،در ره شپش
این تویی، این تویی، دیندار شر
خصم ایرانیان دوستدار خر
هر زمان می رسد از تو این صدا
ای بسیچ حمله بر کشتن ندا
چون تو عزم صف ایرانیان کنی
قطع سر، قطع دست، قطع جان کنی
بود ز ظلم تو به خاک و خون وطن
زما تو را لَعَن به خاطر وطن
زیر بار ستم، زندگی بس است
نزد طاغوتیان، بردگی بس است
مقوّا ای امام مقوّا ای امام
مقوّا ای امام مقوّا ای امام
مقوّا ای امام مقوّا ای امااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
توضیح : از آنجهت مظهر شپش بودند که شپش موجودیست خونخوار و اگر کسی گرفتارش شود و مداوا نکند بسیار خطرناک خواهد بود دوستدار خر از آنجهت که ایشان به خر ارادت خاص داشتند از همین رو اقتصاد را مال خر میدانستند و بعد از مرگشان به خاطر اینکه گفته بود خ.ر را من بزرگ کرده ام خ.ر جانشینش شدو اما این خ.ر هم که سن و سالش قد نمیداد بگوید من میمون را بزرگ کرده ام گفت نظر من به نظر او نزدیک تر است خدا عاقبت ما را به خیر کند میمون آیت الله نداشتیم میترسیم این را هم یک سبه بکنندش آیت الله و اینبار میمونی به جای خ.ر بنشیند . ( واما از بابت قافیه باید عرض کرد: قافیه چو تنگ آمد شاعر بینوا به جفنگ آمد .. از طرفی مشعورا الیه!! لیاقت فکر کردن بیشتر از این را نداشته پس همین هم از سرش زیاد است)